تبليغاتX
به نام آن که عشق را آفرید


به نام آن که عشق را آفرید

بخند ای غنچه زیبای هستی که من خندیدنت را دوست دارم

من خسته چون ندارم نفسی قرار بی تو                 به کدام دل صبوری کنم ای نگار بی تو؟

رنفسی به بوی وصلت زدنم به هست جانا              که چنین بماند عمری من دلفگار بی تو                     ره صبر چون گزینم من دل به باد داده؟                    که به هیچ وجه جان نکند قرار بی تو

اگرم به سوی دوزخ ببرندباز خوش خوش                 بروم ولی به جنت نکنم گذار بی تو

 

                                                 

دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت    ابر چشمم برزخ از سودای دل سیلاب داشت

نقش نامت کده دل محراب تسبیح وجود               تا سحر تسبیح گویان روی در محراب داشت

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 13:22 توسط فاطمه, وحید| |

و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !

و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !


 

ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !


بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !


چه زیباست بخاطر تو زیستن ...


ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !


چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !


  بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... ! 


 چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !


برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !


کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !


ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!


و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !

تو به اندازه تنهایی من زیبایی      من به اندازه زیبایی توتنهایم

ای همه هستی من به داد تنهاییم برس


 

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 14:1 توسط فاطمه, وحید| |

دست از طلب ندارم تا کام دل برآید        یا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آید

بگشای تربتم را بعد از وفات وبنگر         کز آتش درونم دود از کفن برآید

این یه هدیه کوچولوی ناقابل بودم می دونم می پذیری مهربونم

بازم میگم دوستت دارم                        

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:37 توسط فاطمه, وحید| |

باور نکن تنهایی ات را من در تو پنهانم تو در من   از من به من نزدیک تر تو از تو به تو نزدیک تر من

باور نکن تنهایی ات را تا یک دل و یک درد داریم   تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر می گذاریم

دل تاب تنهایی نداردباور نکن تنهایی ات را         هر جای این دنیا که باشی من با تو ام تنهای تنها

من با تو ام هر جا که هستی حتی اگر باهم نباشیم   حتی اگریک لحظه یک روز باهم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه دل    باور نکن تنهایی ات را من با تو ام منزل به منزل

من با تو ام تو هم هیچ وقت تنهام نذار

دوستت دارم عشق من

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:20 توسط فاطمه, وحید| |

آن که چشمان تو را این همه زیبا می کرد     کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد

یا نمی داد به تو این همه زیبایی را             یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد

نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 13:0 توسط فاطمه, وحید| |

www.hamtaraneh.com
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:24 توسط فاطمه, وحید| |

www.hamtaraneh.com
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:21 توسط فاطمه, وحید| |

www.hamtaraneh.com
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:19 توسط فاطمه, وحید| |

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گريز برايم نمانده بود

اين عشق آتشين پر از درد بی اميد
در وادی گناه و جنونم كشانده بود

رفتم، كه داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشك های ديده ز لب شستشو دهم

رفتم كه ناتمام بمانم در اين سرود
رفتم كه با نگفته بخود آبرو دهم

رفتم مگو، مگو، كه چرا رفت، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما

از پرده خموشی و ظلمت، چو نور صبح
بيرون فتاده بود به يكباره راز ما

رفتم كه گم شوم چو يكی قطره اشك گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی

رفتم، كه در سياهی يك گور بی نشان
فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گريان گريختم
از خنده های وحشی توفان گريختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گريختم

ای سينه در حرارت سوزان خود بسوز
ديگر سراغ شعله آتش ز من مگير

می خواستم كه شعله شوم سركشی كنم
مرغی شدم به كنج قفس بسته و اسير

روحی مشوشم كه شبی بی خبر ز خويش
در دامن سكوت به تلخی گريستم

نالان ز كرده ها و پشيمان ز گفته ها
ديدم كه لايق تو و عشق تو نيستم

 
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 13:18 توسط فاطمه, وحید| |

سری 4 عکسهای عشقووووولانه برای دوستان عزیز

تو غروب غم انگیز زندگی ام تو تنها پرنده ای هستی که هنوز از با من پریدن خسته نشده است.

پس تا ابد با من بمان

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 13:50 توسط فاطمه, وحید| |

سری 4 عکسهای عشقووووولانه برای دوستان عزیز
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 13:47 توسط فاطمه, وحید| |

تقدیم به تو

تقدیم به تو که از گل هم پاک تری

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 13:46 توسط فاطمه, وحید| |

سری 4 عکسهای عشقووووولانه برای دوستان عزیز
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 13:44 توسط فاطمه, وحید| |

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

هر که این کار ندانست در انکار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر

یادگاری که در این گنبد دوار بماند

نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:59 توسط فاطمه, وحید| |



:: <-BlogTitle-> ::

<-BlogTitle->

<-BlogDescription->



<-PostContent->

+نوشته شده در<-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->  |





:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 10:48 توسط فاطمه, وحید| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ


ghalebeweb.blogfa.com