تبليغاتX
به نام آن که عشق را آفرید

به نام آن که عشق را آفرید

بخند ای غنچه زیبای هستی که من خندیدنت را دوست دارم

دلم گرفته دلم گرفته

به ایوان می روم وانگشتانم را بر ژوست کشیده شب می کشم.

چراغ های رابطه تاریکند

چراغ های رابطه تاریکند.

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد.

کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد.

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است.

نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 15:16 توسط فاطمه, وحید| |

می دونی من گل سرخ رو خیلی دوست دارم من گل سرخ رو دوست دارم وبه اندازه تمام گل سرخ های دنیا دوستت دارم تنها گل سرخ زندگی من دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم 

نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 14:50 توسط فاطمه, وحید| |

یک روز بلند آفتابی  در آبی بی کران دریا امواج تو را به من رساندن امواج ترانه بار تنها  چشمان تو رنگ آب بودند   آندم که تو را در آب دیدم   در غربت آن جهان بی شکل  گویی که تو را به خواب دیدم   از تو تا من سکوت و حیرت  از من تا تو نگاه و تردید  ما را می خواند مرغی از دور   می خواند به باغ سبز خورشید   در ما تب تند بوسه می سوخت  ما تشنه خون شور بودیم  در زورق آب های لرزان  بازیچه عطر و نور بودیم می زد می زد درون دریا  از دلهره فرو کشیدن   امواج امواج نا شکیبا  در طغیان به هم رسیدن دستانت را دراز کردی چون جریان های بی سر انجام  لبهایت با سلام بوسه ویران گشتند روی ابهام  یک لحظه تمام آسمان را  در هاله ای از بلور دیدم خود را و تو را و زندگی را در دایره  های نور دیدم  گویی که نسیم داغ دوزخ  پیچید میان گیسوانم  چون قطره ای از طلای سوزان عشق تو چکید بر لبانم 

نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 11:14 توسط فاطمه, وحید| |

هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری

 

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

 

چرا که تو را دوست دارم

 

دیوانه وار عاشقت شدم

 

چرا که مهربانی را در وجودت دیدم

 

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی

 

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم 

 

نه تو از عشق من دست میکشی

 

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است و اگر با مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود چرا که شب عشق بسیار طولانی است
و قلبم در آرزوی تو می سوزد
آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی
خورشید وجودت پنهان می گردد
و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند
و به دنیای غریبی می برند
همیشه در قلبم حضور داری
و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کرده ام

محبوب من همیشه به انتظارآمدنت خواهم ماند

این جا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

 مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

بگو معنی تمرین چیست ؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

بریدن از خودم را ؟

مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ..

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد

 تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

 نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

 مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:16 توسط فاطمه, وحید| |

چنانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد

تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:42 توسط فاطمه, وحید| |

برايت گل مي آورم

و با تو در اتاقي كه به رنگ چشم هايت بود مي مانم

تو مثل بنفشه خوشبختي من آرام خواهی ماند

تو را گريان نخواهم كرد

ميخك هايي كه دور از باغ

در زندان گلدان هاي زيباي تو مي ميرند، مي دانند

من تكرار يك تنهايي ام

در چشم هايي كه تمام چشم ها را دوست دارد

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 11:35 توسط فاطمه, وحید| |
هر وقت كسي تونست اسمتو با يخ روي خورشيد بنويسه بدون بيشتر از من دوستت داره
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:36 توسط فاطمه, وحید| |
 

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:36 توسط فاطمه, وحید| |
نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 11:25 توسط فاطمه, وحید| |

دست خودم نیست

اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

دلمو دادم به تو،تا(ما)بشیم دلمو دادم به تو،تا دیگه تنها نباشم دلمو دادم به تو،چون تو چشات دریارودیدم دلمو دادم به تو،تاهمه وقت یارهمیشگیم باشی دلمو دادم به تو،چون میدونم تنهام نمی زاری

نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 11:29 توسط فاطمه, وحید| |

دل نوشته ها

یادته گفتی: شاید یکی هست که شبا واسه این که خواب تو ببینه به خدا التماس می کنه. یادته گفتی:شاید یکی هست که وقتی تو رو می بینه یخ می کنه و تپش قلبش هر لحظه بیشتر و بیشتر میشه.یادته گفتی : شاید یکی هست که به خاطر تو شبا تو دریایی از اشک می خوابه ولی تو اونو نمی بینی شاید هم هیچ وقت نبینی؟ ولی گل قشنگم وقتی این حرفا رو می زدی یادت رفت بگی اونی که شب تا صبح با خیال تو حرف می زنه و حرفاش تمومی نداره منم. یادت رفت بگی اونی که وقتی تو رو می بینه قلبش تو سینه خودشو به در و دیوار می کوبه و هزار بار تو خودش می شکنه تا تو نتونی اشکاشو ببینی منم. یادت رفت بگی اونی که شب تا صبح تو دریایی از اشک غرق اندوه دوری تو بیدار می مونه منم. یادت رفت بگی اونی که موقع رفتنت زیر کوهی از غم و غصه له میشه منم . اصلا همیشه یادت میره اونی که حاضره هزار بار بمیره ولی غم رو تو چشمات نبینه منم. آره گل من همیشه یادت میره همیشه یادت میره چقدر بیتاب دیدارتم . چقدر دلتنگتم. ولی اینو هیچ وقت یادت نره که من تو رو با تمام وجودم : دوست دارم . دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.

اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش           توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش

بگذر از من اگه صبر و طاقتم کافی نبود           عکس من تو قاب رویایی که می بافی نبود

بگذر از من اگه جمعه بود و باز دیر اومدم         شب واسه گفتن قصه ها به تاخیر اومدم

آرزوم همیشه این بوده که تو کسی بشی      سایه بون دل بی پناه بی کسی بشی

ببخش اگه میون مون فاصله هست               جای نفس تو سینه ها مون گله هست

ببخش اگه حرمت چشمای من                    فقط واسه نداشتن حوصله هست

حالا که گذشته از من تو باید صاف بمونی      مثل آینه شمعدونای نقره شفاف بمونی

یه سبد دعا و خوش بختی فردا مال تو          دست من بود که می گفتم همه دنیا مال تو

برو زندگی رو با مهربونی رنگ بزن                همه رو با هر چی دوست داری هماهنگ بزن

دوری مونو باز می ذاریم به خساب سرنوشت    انقدر خوبی که آخر می دونم میری بهشت

                منو به خاطر همه فاصله هایی که با تو دارم ببخش. ولی بدون دوستت دارم دوستت دارم

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:36 توسط فاطمه, وحید| |
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:29 توسط فاطمه, وحید| |

اگر می دانستم در پس هر سلامی خداحافظی است هرگز سلامت نمی کردم. اگر می دانستم عاشقی پس هر دیدن است هرگز نگاهت نمی کردم.اگر می دانستم در پس هر آشنایی جدایی است هرگز آشنایت نمی شدم. حالا که سلامت کردم نگاهت کردم آشنایت شدم پس بدان تا ابد دوستت دارم

زنده ام با نام تو پژمرده ام با نام تو حاضرم پرپر شوم در محضر دیدار تو

به آن نازی که در چشم تو پیداست     تو را چون صبح فردا دوست دارم

دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم.....................

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 10:18 توسط فاطمه, وحید| |

جدید ترین کد آهنگ ها Amir-b646

کد آهنگ