به نام آن که عشق را آفرید
بخند ای غنچه زیبای هستی که من خندیدنت را دوست دارم
نمی خواهم صدای ملامت را از حنجره شقایق های وحشی بشنوم. من تو را می خواهم .من دست سبز تو را برای شکوفایی گل های وجودم می خواهم. بیا که اشک هایم بهانه تو را می گیرند. بیا که پرنیان احساسم پرواز را فراموش کرده اند.بیا که حوریان قسم خورده اند که راه قدم هایت را نمناک کنند. چه زیباست به یاد تو با چشم های خسته گریستن. چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن. چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن. عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم. نازنین من همچون نفس کشیدن تو را به خاطر می سپارم. آه یک روز دیگر بی تو گذشت. دوستت دارم محرم رازم


