به نام آن که عشق را آفرید
بخند ای غنچه زیبای هستی که من خندیدنت را دوست دارم
سلام بهانه قشنگم برای زندگی منم همون دیوونه همیشگی دلم برات تنگ شده خیلی وقته دلم گرفته از همه چیز همه کس .دلم تنگه ولی می تونم تحمل کنم .به فاصله ها فکر نمی کنم می دونی چرا؟ آخه جای نگاهت رو نگاهم مونده هنوز عطر دستات رو از دستام می تونم استشمام کنم . رد احساست روی دلم جا مونده می تونم تپش های قلبت را بشمارم . چشم های بی قرارت هنوزم دارن باهام حرف می زنن ... حالا چطور بگم تنهام؟؟ چطور بگم تو نیستی؟؟ آره خودت می دونی می دونی که همیشه با منی می دونی که تو توی لحظه لحظه های من جاری هستی آخه تو توی قلب منی آره تو قلب من برای همینه که همیشه با منی برای همینه که حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی برای همینه که می تونم دوری تو تحمل کنم آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه هر وقت حس می کنم دیگه طاقت ندارم دیگه نمی تونم تحمل کنم دستامو می ذارم رو صورتم و یه نفس عمیق می کشم دستامو که بو می کنم مست میشم مست از عطر تو. صدای مهربونت را می شنوم و آخر همه این ها به یه چیز می رسم به عشق و به تو ...آره به تو... اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه ...اونوقت تورو نزدیک تر از همیشه حس می کنم ...اونوقت دیگه تنها نیستم


